زمان خبر

زمان مطالعه:

3

داود رئیسی، مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان معادن و صنایع معدنی کارند صدر جهان در گفت‌وگو با «فلزات‌آنلاین»:

غفلت از رفتارشناسی طلا، حلقه مفقوده و چالشی جدی و پرهزینه در توسعه معادن طلای ایران

طلا همواره یکی از اساسی‌ترین ارکان ثبات مالی و اقتصادی در کشورهای پیشرفته بوده است و علاوه بر نقش آن در سیستم‌های مالی بین‌المللی، به ‌عنوان یک ذخیره امن در شرایط بحران‌های اقتصادی و سیاسی شناخته می‌شود. این فلز به ‌عنوان یکی از مهم‌ترین منابع طبیعی، نقش حیاتی در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها ایفا می‌کند. از آنجایی که طلا همواره به ‌عنوان یک دارایی ارزشمند محسوب می‌شود، هرگونه افزایش در تولید و استخراج آن می‌تواند به طور مستقیم به بهبود شرایط معیشتی و اقتصادی مردم بینجامد.

طلا همواره یکی از اساسی‌ترین ارکان ثبات مالی و اقتصادی در کشورهای پیشرفته بوده است و علاوه بر نقش آن در سیستم‌های مالی بین‌المللی، به ‌عنوان یک ذخیره امن در شرایط بحران‌های اقتصادی و سیاسی شناخته می‌شود. این فلز به ‌عنوان یکی از مهم‌ترین منابع طبیعی، نقش حیاتی در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها ایفا می‌کند. از آنجایی که طلا همواره به ‌عنوان یک دارایی ارزشمند محسوب می‌شود، هرگونه افزایش در تولید و استخراج آن می‌تواند به طور مستقیم به بهبود شرایط معیشتی و اقتصادی مردم بینجامد. این فلز گران‌بها علاوه بر اینکه یک منبع اقتصادی است، منجر به ایجاد شغل در بخش‌های مختلف نیز خواهد شد. در حال حاضر جوامع متعددی در سطح جهان، به موفقیت‌های بزرگی در زمینه تولید طلا از معادن دست یافته‌اند. کشورهای کانادا، استرالیا، چین، ایالات متحده آمریکا و روسیه در صدر تولیدکنندگان طلا قرار دارند و از فناوری‌های پیشرفته برای استخراج و فرآوری طلا استفاده می‌کنند. در حالی که برخی از کشورهای بالقوه بزرگ مانند ایران و کشورهای آسیای میانه و آفریقا نیز دارای ذخایر طلای عظیم هستند اما به دلیل محدودیت‌های فنی، اقتصادی و زیرساختی نتوانسته‌اند به ظرفیت تولید طلای خود دست یابند. هم‌اکنون معادن ایران در حالی با روش‌های عمدتا قدیمی و یا کم‌بازده طلا را استخراج می‌کنند که برای دستیابی به تولید بیش از ۳۰ تن طلا در سال، نیاز به فناوری‌های نوین مانند سیانیداسیون با کارایی بالا، فرآوری با روش‌های میکروبی، استفاده از سیستم‌های فلوتاسیون پیشرفته و… است. در همین راستا، خبرنگار پایگاه خبری و تحلیلی «فلزات‌آنلاین» با هدف بررسی توسعه روش‌های نوین در اکتشاف و فرآوری طلا به منظور بهره‌برداری از ظرفیت‌های بالقوه معادن طلای ایران، گفت‌وگویی با داود رئیسی، مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان معادن و صنایع معدنی کارند صدر جهان (بهره‌بردار مجتمع معدنی صنعتی طلا-مس شادان) تدارک دیده است که متن کامل آن را در ادامه خواهید خواند. این مدیرعامل جوان و موفق و دانش‌آموخته حوزه معدن معتقد است که در شرایط فعلی، ضرورت تهیه یک نقشه جامع و عملیاتی برای توسعه پایدار صنعت و معادن طلا در ایران بیش از پیش احساس می‌شود تا از طریق آن بتوان ظرفیت‌های موجود را بالفعل و ایران را به یکی از بازیگران مهم بازار طلا در منطقه و جهان تبدیل کرد.

توضیحاتی در ارتباط با وضعیت معادن طلا در ایران و همچنین میزان تولید این فلز گران‌بها در کشور بفرمایید.

ایران با برخورداری از ذخایر عظیم و متنوع معدنی از جمله طلا، به عنوان یک کشور با پتانسیل بالا در زمینه معدن شناخته می‌شود. با توجه به شرایط ویژه جغرافیایی و زمین‌شناسی کشور، معادن طلای ایران دارای ظرفیت‌های بسیاری هستند که هنوز به ‌طور کامل مورد بهره‌برداری قرار نگرفته‌اند. از طرفی، روش‌های سنتی استخراج و فرآوری طلا از جمله سیانیداسیون و دیگر تکنیک‌های قدیمی، مشکلات فراوانی را در زمینه بازیابی طلا، آلودگی محیط ‌زیست و هزینه‌های تولید ایجاد کرده‌اند. در حال حاضر سالیانه حدود ۱۴ تن طلا از معادن ایران استخراج می‌شود؛ در حالی که ظرفیت استحصال سالیانه کشور بیش از ۳۰ تن است. به عبارتی، ارزش دلاری فعلی تولید شمش طلا در ایران بر مبنای قیمت‌های جهانی، حدود یک میلیارد و ۸۰ میلیون دلار برآورد می‌شود که در صورت افزایش میزان تولید به حدود ۳۰ تن، منجر به ایجاد درآمد ارزی حدود سه میلیارد دلاری برای کشور خواهد شد. به عبارت دیگر، سهم ایران از تولید جهانی طلا کمتر از ۰.۵ درصد است و این در حالی بوده که ذخایر قطعی کشور بیش از ۶۰۰ تن است. بنابراین اگر ظرفیت واقعی تولید بالفعل شود، ایران می‌تواند سالانه بیش از ۳۰ تن طلا تولید کند؛ ظرفیتی که معادل میلیاردها دلار درآمد ارزی خواهد بود. ایران با ذخایر طلای قابل توجه در مناطق مختلف از جمله سیستان و بلوچستان، فارس، آذربایجان غربی و شرقی، اردبیل، کردستان، مرکزی، یزد، خراسان جنوبی و رضوی و اصفهان، از فرصت‌های بسیاری برای توسعه صنعت طلا برخوردار است. مهم‌ترین ذخایر طلا در ایران، به سه دسته عمده ذخایر طلای با عیار بالا «High-grade deposits» بیش از ۲ ppm  از جمله زرشوران، آق‌دره و اخترچی و …؛ ذخایر طلای با عیار متوسط «High-grade deposits» یک تا ۲ ppm از جمله ساری‌گونای، هیرد، گودکان، تفتان و… و ذخایر طلای با عیار پایین «Low-grade deposits»  کمتر از یک  ppmهمچون طلای شادان و جانجای نهبندان تقسیم می‌شوند. در این میان، عدم توجه کافی به طلای مقاوم و نهان «Refractory and invisible gold»، زمینه‌ساز مشکلات متعددی در طراحی و استحصال کانسارهای طلای کشور و به دنبال آن کاهش بازیابی شمش شده است. این نوع از طلا معمولا در ترکیب با کانی‌هایی نظیر پیریت، کالکوپیریت، تلوریدها و بیسموت‌ها یافت می‌شود و استخراج آن‌ها با روش‌های متداول سخت است.

چه چالش‌هایی در راستای افزایش تولید طلا در کشور وجود دارد و جنابعالی چه پیشنهاداتی را جهت بهره‌برداری بهینه از معادن طلا ارائه می‌کنید؟

در حالی که ایران با برخورداری از ذخایر قطعی بیش از ۶۰۰ تن طلا در زمره کشورهای دارای پتانسیل قابل توجه معدنی طلا قرار گرفته است، میزان تولید سالانه طلا در کشور هنوز فاصله چشمگیری با ظرفیت‌های بالقوه خود دارد. براساس ارزیابی‌های فنی، این امکان وجود دارد که با اجرای یک برنامه‌ریزی هدفمند، تولید سالانه طلا از حدود ۱۴ تن فعلی به بیش از ۳۰ تن در سال افزایش یابد. این هدف، نه ‌تنها از نظر اقتصادی حائز اهمیت است بلکه می‌تواند جایگاه ایران را در زنجیره ارزش فلزات گران‌بها در سطح منطقه‌ای و جهانی ارتقا دهد. با این وجود، تحقق چنین ظرفیتی مستلزم عبور از چالش‌های متعددی است که در حال حاضر مسیر توسعه معادن طلا را کند کرده‌اند. نخست آنکه، هنوز بسیاری از واحدهای فرآوری در کشور به فناوری‌های سنتی و قدیمی وابسته‌اند. در شرایطی که بخش قابل توجهی از طلای موجود در معادن ایران به صورت مقاوم یا نهان در کانی‌های سولفیدی و سیلیکاتی جای‌ گرفته، استفاده از روش‌های معمول مانند لیچینگ مستقیم یا سیانوراسیون کارایی لازم و کافی را ندارد. این ضعف تکنولوژیکی باعث شده است تا بازیابی طلا از بخشی از ذخایر عملا غیرممکن یا بسیار کم‌بازده باشد.در بسیاری از کشورهای پیشرو در صنعت طلا، با به‌کارگیری فناوری‌هایی همچون بایولیچینگ، فرایندهای اکسیداسیون فشاری‌(POX)، فناوری سارت و نانوتکنولوژی توانسته‌اند بازیابی اقتصادی طلا را از ذخایر مقاوم و کم‌‎عیار ممکن سازند. عدم بهره‌گیری صحیح از چنین فناوری‌هایی در ایران، عملا بخشی از ذخایر بالقوه را بلااستفاده یا کم‌بهره کرده است.چالش دیگر، کمبود سرمایه‌گذاری در حوزه معادن طلا است؛ چه در سطح داخلی و چه در جذب سرمایه‌گذاری خارجی، نبود سیاست‌های تشویقی موثر و نبود زیرساخت‌های حمایتی موجب شده است بسیاری از پروژه‌های اکتشاف و بهره‌برداری از معادن طلا با سرعتی کند پیش بروند. در کنار این موضوع، کاستی در زیرساخت‌های اکتشافی و به ویژه کمبود مراکز آزمایشگاهی پیشرفته، توسعه بسیاری از ذخایر را با تاخیر مواجه کرده است.

برای غلبه بر این موانع و تحقق ظرفیت واقعی معادن طلا در کشور، باید گام‌های مشخص و موثری برداشته شود. سرمایه‌گذاری در فناوری‌های نوین استخراج و فرآوری، به ‌ویژه در زمینه طلاهای مقاوم/پنهان، یکی از الزامات کلیدی است. همچنین، بهره‌گیری از هوش مصنوعی در بهینه‌سازی فرآوری و طراحی مدارهای استخراج/استحصال، همان‌گونه که در معادن پیشرفته دنیا در حال اجراست، می‌تواند هزینه‌ها را کاهش و بازیابی را افزایش دهد. در کنار ارتقای فناوری، گسترش مطالعات زمین‌شناسی و ژئومتالورژیکی برای شناسایی ذخایر جدید و نیز توسعه زیرساخت‌های اکتشافی ضروری است. در این مسیر، حمایت از فعالیت‌های اکتشافی بخش خصوصی، ارائه تسهیلات مالی، معافیت‌های مالیاتی در مناطق محروم و تسهیل فرایندهای صدور مجوز می‌تواند انگیزه سرمایه‌گذاری را افزایش دهد. همچنین، راه‌اندازی مراکز پایلوت برای تست‌های نیمه‌صنعتی فرآوری خاص برای طلا و ارتقای آزمایشگاه‌های تخصصی در کشور، امکان ارزیابی دقیق‌تر و کم‌ریسک‌تر پروژه‌های معدنی را فراهم خواهد کرد. در نهایت، باید پذیرفت که عبور از وضعیت کنونی و دستیابی به جایگاه شایسته ایران در صنعت طلا، تنها با تکیه صرف بر ذخایر معدنی ممکن نیست  بلکه نیازمند تغییر رویکرد به فناوری‌محوری، از نگاه سنتی به رویکرد ژئومتالورژیکی و از مدیریت ایستا به سیاست‌گذاری هوشمند و یکپارچه است. این مسیر، هرچند نیازمند سرمایه‌گذاری و زمان است اما بازده اقتصادی، اشتغال‌زایی و استقلال صنعتی آن، به ‌مراتب بیش از هزینه‌های اولیه خواهد بود.

ارزیابی جنابعالی در خصوص تاثیر استفاده از ظرفیت‌های طلا بر اقتصاد ایران چیست؟

واقعیت امر این است که اگر ایران بتواند از ظرفیت‌های طلای خود به‌ طور بهینه استفاده کند، در طول پنج سال آینده خواهد توانست یکی از تولیدکنندگان مهم طلا باشد. از طرفی، افزایش تولید طلا می‌تواند موجب ایجاد توازن در اقتصاد و تنوع در منابع درآمدی کشور شود (رشد و تنوع اقتصادی). باید در نظر داشت که صنایع مختلفی مانند جواهرسازی، پزشکی، الکترونیک و صنایع شیمیایی به طلا وابسته هستند. از این رو ایران می‌تواند با افزایش تولید طلا، این صنایع را تقویت کند و به عنوان یک هاب صنعتی برای این صنایع در منطقه مطرح شود. برای مثال در چین، صنایع جواهرسازی و الکترونیک به ‌طور گسترده از طلا استفاده می‌کنند و این صنعت به ‌طور مستقیم و غیرمستقیم به تولید و صادرات طلا وابسته است (تقویت صنایع وابسته به طلا). در یک نگاه کلی، طلا می‌تواند یکی از بازیگران مهم معدنی در راه توسعه اقتصادی ایران باشد. به عبارتی، با استفاده از فناوری‌های نوین، بهره‌گیری از ذخایر کم‌عیار و اجرای سیاست‌های حمایتی صحیح در کشور، می‌توان ضمن افزایش تولید طلا و ایجاد اشتغال، اقتصاد را تقویت کرد.

اجرای درست و کارشناسانه طرح‌های توسعه‎‌ای تا چه اندازه می‌تواند در توسعه صنعت و معادن طلای کشور موثر واقع شود؟

باید بیان داشت این مقدار و عیار طلا نیست که ارزش یک ذخیره را تعیین می‌کند؛ بلکه فرم، توزیع و نوع واکنش‌پذیری طلاست که امکان‌پذیری اقتصادی آن را مشخص خواهد کرد. اگر ندانید طلا کجا، در چه فرمی و در چه ساختاری پنهان شده است، هر تصمیم مهندسی و هر سرمایه‌گذاری، قمار پرریسکی خواهد بود. در بسیاری از ذخایر طلادار، بخشی از طلا در قالب اشکالی ظاهر می‌شود که فراتر از دیدگاه‌های کلاسیک زمین‌شناسی اقتصادی و ظرفیت روش‌های رایج تجزیه و فرآوری قرار دارند. طلای پنهان، طلای مقاوم و تلوریدها چالش‌های محوری ذخایر امروز هستند. طلای پنهان، طلای مقاوم و کانی‌های تلوریدی به ‌عنوان مصادیقی از طلاهای غیرقابل رویت یا با بازیابی دشوار، در کانون مطالعات نوین زمین‌شناسی اقتصادی، میکروژئوشیمی و مهندسی فرآوری فلزات در جهان قرار گرفته‌اند. برخلاف طلاهای آزاد و درشت‌دانه که به ‌راحتی با روش‌های گراویتی یا سیانوراسیون متداول بازیابی می‌شوند، بخش قابل توجهی از طلا در بسیاری از ذخایر امروزی، به ‌شکل زیرمیکروسکوپی در ماتریس کانی‌هایی چون پیریت، آرسنوپیریت، کالکوپیریت و یا تلوریدهایی مانند کالاوریت، سیلوانیت و پتزیت جای گرفته است. این اشکال از طلا به عنوان طلای بازی‌ناپذیر «Refractory or Non-recoverable Gold» شناخته می‌شوند و مفهومی است که طی نیم‌ قرن اخیر به ‌تدریج جای خود را در ادبیات زمین‌شناسی اقتصادی و مهندسی متالورژی باز کرده است. این اصطلاح به ‌طور خلاصه به فرم‌هایی از طلا اشاره دارد که به ‌دلیل ویژگی‌های فیزیکی یا شیمیایی خود، با روش‌های مرسوم بازیابی (نظیر سیانیداسیون مستقیم یا هضم شیمیایی استاندارد) به سادگی قابل استحصال نیستند. غفلت از شناخت دقیق این ترکیبات و چگونگی توزیع آن‌ها در بافت‌های کانی‌شناسی، به طور مشخص موجب کاهش بازیابی و افزایش زیان اقتصادی و طبعا شکست پروژه می‌شود. به بیان ساده، اگرچه اینجا سخن از طلاست اما نه آن طلا که بر سطح می‌درخشد؛ بلکه طلایی که در ژرفای کانی‌ها، در رمزهای زمین‌شناختی و در سکوت لایه‌های میکروسکوپی نهفته است. طلایی که بازیابی آن نه ‌تنها ابزار بلکه نگاهی متفاوت و شهامتی پژوهشگرانه برای کسب دانشی تازه می‌طلبد.

جهان و کشورهای توسعه یافته به ویژه در حوزه طلا (آمریکا، چین، استرالیا، کانادا و …) در این مسیر پیشرو بوده‌اند و طبعا برای ایران نیز نخستین گام برای شروع هر پروژه توسعه‌ای طلا در کشور، انجام شناسایی جامع و چندرشته‌ای این فلز باارزش است. این مرحله باید شامل بررسی چندوجهی فرم‌های حضور طلا، تصویرسازی دقیق میکروسکوپی و نانومتری، تحلیل نسبت طلای آزاد، محلول-جامد و نانوذرات و ارزیابی شیمی سطح کانی‌های میزبان باشد؛ چراکه بدون چنین شناسایی‌ای، انتخاب فرایند مناسب صرفا بر حدس و گمان استوار خواهد بود و خطر شکست اقتصادی پروژه بالا خواهد رفت؛ کمااینکه نمونه‌های این اتفاق در کشور وجود داشته و دارد. پس از تکمیل مرحله شناسایی، پایلوت‌های فرآوری نیمه‌صنعتی باید طراحی شوند تا کارایی گزینه‌های مختلف به ‌طور تجربی سنجیده شود. این پایلوت‌ها می‌توانند شامل ترکیب فلوتاسیون اختصاصی، بیولیچینگ، اکسیداسیون فشار بالا و فرایندهای جایگزین سیانیداسیون باشند. در این مرحله، باید نسبت هزینه به بازیابی هر مسیر فرآوری به ‌دقت محاسبه شود تا تصمیم‌گیری‌ها منطقی باشد. در ادامه مسیر انتخاب فرایند نهایی و طراحی مدار مهندسی باید منطبق بر یافته‌های شناسایی جامع و پایلوت باشد. برای ذخایر حاوی تلوریدها یا سولفیدهای آرسنیک‌دار،  طبعا روش های کلاسیک فرآوری منطقی نیست. در بسیاری از ذخایر کم‌عیار و نانومقیاس، استفاده از فناوری‌های فشار بالا ضروری است. از طرفی، طراحی تاسیسات و انتخاب تجهیزات باید دقیقا متناسب با این مسیر اختصاصی باشد و در کنار آن، پیش‌بینی سامانه‌های پایش آنلاین راندمان بازیابی، مدیریت پسماند و بازیافت شیمیایی ضروری است. همچنین باید در نظر داشت که اجرای موفق چنین پروژه‌هایی بدون آموزش و توانمندسازی سرمایه انسانی امکان‌پذیر نیست. تربیت کارشناسانی که به شناسایی میکروسکوپی، آنالیز ژئوشیمی و فرآوری نوین مسلط باشند و بتوانند مدارها را پایش کنند، یکی از ارکان کلیدی هر طرح توسعه‌ای است.

ما باید این واقعیت را بپذیریم که فرصت تاریخی ایران برای توسعه صنعت و معادن طلای کشور اکنون به نقطه حساسی رسیده است و با توجه به قیمت‌های جهانی فعلی بیش از سه هزار دلار در هر اونس و توجیه اقتصادی جذاب‌تر برای استخراج ذخایر این فلز، اگر شناسایی جامع دقیق و طراحی فرآوری بر پایه دانش کامل و نه احتمال را محور تصمیم‌گیری‌های صنعت طلا و ساخت کارخانه‌ها قرار دهیم، می‌توانیم این صنعت را به یکی از ارکان پایدار اقتصاد معدنی- صنعتی کشور تبدیل کنیم. ضروری است تاکید شود که پیش‌نیاز بنیادین برای اجرای صحیح و مبتنی بر دانش طرح‌های توسعه‌ای در صنعت طلا، شناسایی دقیق، نظام‌مند و چندبعدی فرم‌های حضور طلا در ماده معدنی است. هیچ‌گونه تصمیم‌گیری اقتصادی، طراحی فرایند متالورژیکی یا برآورد ذخیره قابل اعتمادی نباید پیش از تحلیل میکروسکوپی و نانومقیاس از نحوه توزیع طلا، گونه‌های کانی‌شناسی میزبان و رفتار واکنش‌پذیری آن‌ها در شرایط فرآوری اتخاذ شود؛ چراکه غفلت از این مرحله کلیدی، منجر به خطاهای پرهزینه در تخمین ذخیره، انتخاب روش فرآوری و برآورد اقتصادی پروژه خواهد شد.

اهمیت استفاده از فناوری‌های نوین برای استحصال طلا در معادن ایران و سایر کشورهای جهان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مشخصا در شرایط بی‌ثباتی اقتصادی و تورم جهانی، تولید شمش طلا به عنوان یک دارایی امن در برابر کاهش ارزش ارزها و بحران‌های اقتصادی بیش از پیش حائز اهمیت است. بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته مانند چین، طی سال‌های اخیر حجم ذخایر طلای خود را افزایش داده‌اند تا از وابستگی به دلار و سایر ارزهای جهانی بکاهند. ایران نیز با توجه به تحریم‌های اقتصادی و نوسانات بازار ارز، می‌تواند از توسعه صنعت طلا به‌ عنوان ابزاری برای تقویت استقلال اقتصادی خود بهره ببرد. با افزایش قیمت طلا، ذخایر کم‌عیار که در گذشته به دلیل هزینه‌های بالای استخراج اقتصادی نبودند، اکنون می‌توانند به طور موثر استخراج و فرآوری شوند؛ این روند باعث می‌شود که معادن با ذخایر کم‌عیار نیز به بهره‌برداری برسند. هم‌زمان با پیشرفت فناوری‌های فرآوری مانند بیولیچینگ، سیانیداسیون و نانو تکنولوژی، بازیابی طلا از ذخایر کم‌عیار نیز به یک فرایند اقتصادی تبدیل شده است. این تکنیک‌ها می‌توانند بازیابی طلا را از منابع کم‌عیار به‌ شدت افزایش دهند و استخراج طلا را مقرون‌به‌صرفه‌تر کنند. در استرالیا و آمریکا، پیشرفت در فرایندهای شیمیایی و بیولوژیکی بازیابی طلا از معادن کم‌عیار موجب شده است که این کشورها بتوانند طلا را از ذخایر با عیار پایین نیز استخراج کنند. در این میان در ایران نیز با توجه به ظرفیت‌های بالقوه و بالفعل در بخش طلا، اگر بتوان تولید را به صورت موثر افزایش داد، می‌توان از درآمدهای ارزی ناشی از تولید طلا بهره‌برداری کرد. این مسئله می‌تواند تاثیر مثبت بر بهبود ثبات مالی کشور داشته باشد. در مقایسه با ایران، کشورهایی مانند چین (۳۷۰ تن در سال)، استرالیا (۳۱۰ تن در سال) و روسیه (۳۰۰ تن در سال)، بخش عمده‌ای از نیاز جهانی به طلا را تامین می‌کنند. کشورهایی مانند کانادا، آمریکا و آفریقای جنوبی نیز از طریق بهره‌برداری بهینه از ذخایر و استفاده از فناوری‌های پیشرفته، توانسته‌اند بهره‌وری خود را افزایش دهند و از ذخایر طلای مقاوم و پنهان با بازیابی بالا بهره‌برداری کنند.

در پایان توضیحاتی در ارتباط با انواع فناوری‌های نوین موجود برای استحصال طلا از منابع کم‌عیار بفرمایید.

با کاهش تناژ ذخایر پرعیار و به اصطلاح طلاهای کلاسیک و آزاد، بسیاری از کشورها به سمت استفاده از فناوری‌های نوین برای استحصال طلا از منابع کم‌عیار روی آورده‌اند. مهم‌ترین این روش‌ها شامل «بایولیچینگ»، «فناوری سارت»، «نانوتکنولوژی» و «لیچنیگ بدون سیانید» است. روش بایولیچینگ، همان استفاده از میکروارگانیسم‌ها برای حل کردن طلا از کانی‌های سولفیدی است؛ باید توجه داشت که در معادن طلا با طلاهای مقاوم و نهان، این روش می‌تواند به ‌طور موثری بازیابی طلا را افزایش دهد. فناوری سارت «SART Process»  با هدف جداسازی مس از طلا در ذخایر کم‌عیار طلا-مس انجام می‌شود. فناوری نانوتکنولوژی، افزایش بازیابی طلا از طریق بهینه‌سازی فرایندهای لیچینگ بوده که توسعه و تحقیق در زمینه نانو فناوری می‌تواند به ‌ویژه در معادن طلای ایران برای استخراج طلا از ذخایر پیچیده و مقاوم سودمند واقع شود. در فناوری‌های لیچینگ بدون سیانید نیز استفاده از روش‌های جایگزین برای کاهش اثرات زیست‌محیطی در دستور کار قرار می‌گیرد و ترویج فرآوری سبز و پایدار در معادن طلا می‌تواند به حفظ منابع آبی و خاکی کشور کمک کند. در مجموع، این فناوری‌های نوین نه ‌تنها امکان بهره‌برداری از ذخایر کم‌عیار، پیچیده و مقاوم را فراهم می‌سازند بلکه در تحقق فرآوری سبز، کاهش مصرف انرژی و آب و حفظ منابع طبیعی نقش محوری دارند. ترویج این فناوری‌ها در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران، با توجه به ویژگی‌های زمین‌شناسی پیچیده و پراکندگی بالای طلاهای مقاوم، یک ضرورت راهبردی برای آینده صنعت طلا به شمار می‌رود.

روابط عمومی شرکت معادن و صنایع معدنی کارند صدر جهان

خبر های هفته

آذر ۴, ۱۴۰۴

زمان خبر

زمان مطالعه:

1